
گذشته xa0آمد و زنگ خانه ی مان xa0را زدxa0آغوشت را باز کردی و لباس پوشیدیxa0کفش هایم را برداشتم تا فرار...اما دیر شده بودxa0گذشته نمیدانست xa0من و تو چه نسبتی باهم داریمxa0خودش را نشان داد و اتاق xa0لبریز از خاطرات شدxa0زنی برایت گریستxa0مردی به پایم افتادxa0مشتxa0مشتxa0رو شدیمxa0اماxa0من و تو xa0بر سرشxa0ریخنیم توxa0تو پاهایش را گرفتی من دستهایش راxa0و باهم گذشته را به ذهن بن بست کوچه ان...
ادامه مطلب
گذشته xa0آمد و زنگ خانه ی مان xa0را زدxa0آغوشت را باز کردی و لباس پوشیدیxa0کفش هایم را برداشتم تا فرار...اما دیر شده بودxa0گذشته نمیدانست xa0من و تو چه نسبتی باهم داریمxa0خودش را نشان داد و اتاق xa0لبریز از خاطرات شدxa0زنی برایت گریستxa0مردی به پایم افتادxa0مشتxa0مشتxa0رو شدیمxa0اماxa0من و تو xa0بر سرشxa0ریخنیم توxa0تو پاهایش را گرفتی من دستهایش راxa0و باهم گذشته را به ذهن بن بست کوچه انداختیمبی آنکه بدانیمxa0xa0عابران گرسنه ی این شهرxa0به ته مانده های xa0قاب های خالی هم رحم نمی کنندxa0حالا استا...
ادامه مطلب