بداهه

خرید بک لینک
پاییز میرسد که میان اذان او


با برگ های رنگ پریده وضو کنم


ناباورانه کلبه ی احزان بسازم و


پیراهن عزیز تو را باز بو کنم


باید کلافِ شال تو را در بیاورم


هی رج به رج ببافم و هی آرزو کنم


وقت شنیدن دو نفر در صدای برگ


برگردم و به خاطرات قدیمی رجو کنم

او زود میرسد که به رسم همیشگی


در باره ی تو با همه گفت و گو کنم


عکس تو را بغل کنم و در تمام شهر

از چشم عابران خبری جست و جو کنم


او آمده به رخ بکشاند که نیستی


او آمده به تندی رگبار خو کنم


دلشوره ها امید مرا غرق کرده اند


باید که صبر و حوصله ام را رفو کنم

پاییز میرسد که خودم را از این به بعد


با نوع دیگری از خود رو به رو کنم


#سحر لطیفیان.

بداهه  

از سر بی حوصله گی...

ما را در سایت از سر بی حوصله گی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 17 تاريخ: چهارشنبه 12 دی 1397 ساعت: 17:16

صفحه بندی