چند ساله

خرید بک لینک

چن ساله یه مادر خسته س

توی چشمای مات و دلمردم

یه زن ساده که نمیدونه

چی سرخنده هاش آوردم

مادر قانعی که چن ساله

زندگی میکنه توی سختی

روی پنجش بلند میشه اما

باز کوتاهه واسه خوشبختی

بیست و چندین بهار عمر من و

توی تنهایی جشن میگیره

مثل شمعای کیک میسوزه

مثل شمعای کیک میمیره

آزو های سادش و هر روز

با لباسای رنگی میشوره

بند رخت حیاط خلوتشون

از مسیر بادها دوره

هی اتو میزنه لباسا و

آرزو های آب رفتشو باهم

سوزن کندشم نمیدوزه

درزهایی که واشده تو غم

چند ساله که خوب میدونه

وارث چشم دختری خسته اس

بیست و چندین بهاره تو فکرم

مادری ام که دستهاش بسته س

پ.ن

همه میپرسند :

حالت چه طور است؟؟؟؟؟

اما کسی یکبار هم نپرسید

بالت.............؟؟؟؟؟؟؟؟؟


از سر بی حوصله گی...

ما را در سایت از سر بی حوصله گی دنبال می‌کنید

برچسب: چند,ساله, نویسنده: بازدید: 32 تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 11:44

صفحه بندی